.::.مریم.::.
..:::یه روزی یه جایی یه جوری یه کسی یه چیزی صبر داشته باش:::..
خدایا گمشده ای دارم اما در هر کجا که جستم آن را نیافتم تو به نهان گاه ان آگاهترینی پس خردی عطا کن که دریابم آن متعلق به من نبوده وآن چه پیش روی من است متعلق به من است وآنچه متعلق به من نیست با من نخواهد ماند تو رو خدا واسم دعا کنید که بهترین دوستم پیشم برگرده آخه یاسمن جان تو می دونستی که من چه قدر از اون کلمه بدم میاد اما تو هی اون و تکرار کردی منم خونم به جوش اومد و اون حرفایی که نباید می زدم رو زدم من و ببخش ...... کسی رو غیر از شما ندارم که ازشون بخوام واسم دعا کنن پس دعا کنید من نتونستم انتخاب واحد کنم چون ظرفیت تکمیل بود تو رو خدا تویی که داری این وب و می خونی واسم دعا کن ۲۱ شهریور بتونم حداقل ۱۲ واحد بگیرم اگه این ترم نرم دانشگاه تمام برنامه هام به هم میریزه تمام آیندم به همین بستگی داره دعا کنید ..... خواهش می کنم .... ۱۸ بهار بیشتر از عمرم سپری نشده اما خستگی هزاران هزار سال زندگی بر دوشم سنگینی می کند ولی جایی ندارم غیر از اینجا من نمی خوام کسی رو دوست داشته باشم دنیایی رو واسه خودم ساختم که از بیخ اشتباه بود یا امام رضا خودت کمکم کن ..... توی این دنیا به کسی اعتماد ندارم خدایا تو از درون من خبر داری ... می دونی من چی می خوام تا کی صبر کنم تا کی ؟ خداااااااااااااااااااااا
دوست خوبم پریا تصادف کرده واسش دعا کنید برای تو می نویسم ...برای تو که هر روز در حکمت آمدنت و نماندنت مات و مبهوتم .....
من که با زندگی خود کنار آمده بودم من که تمامی آنچه در زندگی نداشتم را سرنوشت خود می پنداشتم پس چرا آمدی .....چرا رفتی ......؟ آمدی تا معنی زندگی با عشق را درک کنم آمدی تا دیگر هرروز را چون روز قبل نگذرانم و هر صبح به عشق دیدار تو وشنیدن صدای گرم و دلنشین تو از خواب برخیزم و من سرمست از این لحظات خوش دیگر هیچ چیز و هیچ کس را ندیدم امروز دلیل آمدنت را فهمیدم ولی رفتنت را نه
تا آن روز سرنوشت خود را چنین می پنداشتم آمدی و هر آنچه بود در هم ریختی و من احساس کردم دیگر آن خود همیشگی نیستم آری نیستم و نخواهم بود امروز نمی دانم آمدنت از اقبال من بود یا رفتنت دلیلی برای آن که یک روز دل بی پناهم نشکند
چشم امیدم به توست .... و تمامی ایمانم به عشق را با تو سنجیده ام . من به معجزه رنگ ها ایمان دارم من از افسون عشق آگاهم من به رنگ عشق وقتی مثال گلهای سرخ است نگاه دوخته ام
فکر نمی کنم حتی باور کرده باشی که من تنها به خاطر تو از عشق خویش گذشتم من تو را بدست آوردم نه آسان ولی با خواسته خود چشم بر عشق پوشیدم و می دانم و حق داری که باور نکنی ولی من به دلیل عشق از دلیل و از عشق گذشتم می گن از مرگ حرف نزن چه جوری از مرگ حرف نزنم وقتی بودن من واسه کسی مهم نیست چه جوری از مردن حرف نزنم وقتی کسی پای حرفام نمی شینه وقتی کسی به گریه هام اهمیت نمی ده با شمام با همه شمایی که از من می خوایید آروم باشم …. یه لحظه خودتون رو جای من بذارید … چه جوری با این اوضاع کنار میومدید … اصلا می تونستید کنار بیایید یانه ..این مشکل من و که خیلی امیدوار بودم از پا در آورد … نگید که حرفم و می فهمید چون هیچ بنی بشری نمی تونه خودش و جای من بذاره نمی دونه درون من چی می گذره نمی دونید به خدا قسم نمی دونید کسی نیست که درک کنه من چی میگم …….همه از من می خوان شاد باشم ..چه جوری شاد باشم وقتی آیندم خراب شده … وقتی تا اخر عمر باید تنها زندگی کنم می فهمید اینووووووووووووووو نه نمی فهمید پس ازم نخوایید آروم باشم چون نمی تونم نمی تونم چند شبه که نخوابیدم به خدا دارم از نفس می افتم بدم میاد از همه آدم های دور و برم هیچ کس نمی خواد خودش و جای من بذاره که بفهمه چی می کشم چه عذابی رو دارم تحمل می کنم بفهمید خواهش می کنم بفهمید اینا رو گفتم که بدونید حرفات و هیچ تاثیری روی روح روان من نداره چیزی که اینجا داره از بین میبره هویت منه اونقدر از خودم بدم میاد که حتی یک لحظه هم حاضر نیستم به خودم فکر کنم من خیلی وقته که از یاد خودم و بقیه رفتم زندگی خوبی داشته باشید خداحافظ دیگه تمام شد دیگه نمی خوام زندگی کنم من با مرده هیچ فرقی ندارم قلبم داره تیر می کشه حس می کنم دیگه موندنم بی فایده است کسی به موندن من نیاز نداره پس چرا زندم ؟ از دلسوزی بدم میاد توی این شرایط سخت کی به دادم میرسه آخه کی ؟ می دونم امشب از غصه یا پیر می شم یا دق می کنم میمیرم ....... (تعطیلی موقت این وبلاگ ) تا خوب نشم بر نمی گردم لعنت به این بیماری که تمام زندگیت و ازت میگیره حتی اگر هم خوب بشم اما دیگه نمی تونم ازدواج کنم کاش حداقل عوارض نداشت خدایااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا خدایااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا خدایااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا http://mahdifaghihi.blogfa.com دوستان گلم حتما به این وب سر بزنید پشیمون نمیشید از زمین و زمان واست مشکل میاد اما من چرا این جوری شدم ..چرا تحملم در برابر این مشکلات کم شده عامل اصلی این مشکلات خانوادم هستن ... هر چی فکر می کنم که این مشکلات از کجا منشا میگیره به خانوادم میرسم باشه .. اشکالی نداره ..من همه این بی توجهی هاتون و تحمل می کنم کاری کردید که که انتظار هر رفتاری رو ازتون داشته باشم ... دیگه نمی خوام اون مریم سابق باشم ... نمی خوام ...... اون مریمی که می شناختید دیگه مرد من مریمم اما نه یه مریم ساده و معمولی ..
دوستای خوبم از حرفایی که زدید خیلی ممنونم به خصوص از برادر توتی به خاطر دلگرمی شون آره من می تونم این بیماری رو نابود کنم می تونم خودم و دوباره بسازم .... و بالاخره این و به خانوادم و همه ثابت می کنم که من به هرچی می خوام می رسم از نو ولی سخته می خوام ریشه این بیماری رو که روز به روز داره من و از پا در میاره نابود کنم می تونم؟ نمی دونم اما کاش بدونم دیگه طاقت ندارم ندارم امشب شب آرزوهاست یاد 3 سال پیش افتادم که تازه اون خبر و شنیده بودم و چه قدر گریه کردم هیچ وقت یادم نمیره و الان بعد از 3 سال اون خاطره رو به دست فراموشی سپردم … امشب شبیه که هر چی از خدا بخواید بهتون میده …خدا خیلی مهربونه …خیلی زیاد ازش بخواید حتما مستجاب می کنه … خدایا تو می دونی من چی می خوام … خدایا تو می دونی هدف من از پولدار شدن و رسیدن یه اون بالا بالاه چیه به خدا قسم هدفم این نیست که ماشین مدل بالا زیر پام باشه و بخوام کلاس بذارم نه …اینجوری نیست من چیز دیگه ای می خوام خدایا تو از دل من خبر داری …. نذار دوباره شکست بخورم دیگه طاقتش و ندارم … خدایا تو تکه های این دل شکستم و جمع کردی و دوباره ساختی نذاره از هم بپاشه خدایا کمکم کن ……کمکم کن خدایا بهت نیاز دارم بشتر از هر کسی و هر چیزی به وجودت نیاز دارم خدایا امشب شب آرزوهاست …… و شهادت امام هادی (ع) پس خدایا تو رو به حرمت این شب عزیز ما رو به هرچی که به صلاح ماست برسون خدایا راه درست و جلوی پام بذار که واسه حل مشکلاتم به کسایی رو نندازم که لیاقت ندارن خدایا فقط توئی که بی قصد و غرض من و راهنمایی می کنی و خیلی مهربونی خدایا بنده هات من و از یاد بردن تو من و از یاد نبر الهی آمین منتظر یه تغییر بزرگ توی این وب باشید می خوام دوباره از نو شروع کنم تلافیه اون وبایی که از دست یه نفر پاکشون کردم و در میارم امیدوارم دوستای خوبی واسه هم باشیم بای تا بعد آغوشت و به غیر من به روی هیشکی وا نکن من از این دلخوشی ها آرامشم جدا نکن من برای با تو بودن پر عشق و خواهشم واسه بودن کنارت تو بگو به هر کجا پر می کشم من و تو اغوشت بگیر اغوش تو مقدسه بوسیدنت برای من تولد یک نفسه چشمای مهربون تو من و به اتیش می کشه نوازش دستای عادته ترکم نمی شه فقط تو آغوش خودم دغدغه ها تو جا بذار به پای عشق من بمون هیچ کس و جای من نذار فقط به من بوسه بزن به روح و جسم و تن من
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
به خدا قسم من این جوری نبودم ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Night Skin |




